تبليغاتX

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin سپید و پاک بدون سانسور.
3pid.tk
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
undefined


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  88/08/08ساعت 7 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

طبق نظر کارشناسان و دانشمندان اگر شما یک قورباغه را داخل آب در حال جوش یا داغ بیاندازید به محض تماس با آب وضعیت را نخواهد پسندید و فورا بیرون می جهد، ولی اگر همان قورباغه را در یک ظرف پر از آب سرد قرار دهید و آب را روی آتش بگذارید تا کم کم بجوشد قورباغه با اینکه احساس گرما خواهد کرد ولی زمانی از جوشیدن آب آگاه خواهد شد که جان خود را از دست داده و کاملا پخته است.البته اشاره علمی این بحث بیشتر مد نظر نیست، حال آنکه با در نظر گرفتن این قانون به عنوان یکی از اصول زندگی جا برای بحث بسیار وسیع و قابل تامل می باشد.برای طرح این قانون به عنوان اصل در زندگی به کتاب “دنبال قلبت برو” و مطلبی که راجع به این قانون گذاشته رجوع می کنم:هدف از طرح این قانون چیست؟ زندگی مرحله به مرحله اتفاق می افتد. مثل این قورباغه ما هم ممکن است گول بخوریم و ناگهان خیلی دیر شده است! ما باید از اتفاقاتی که در اطرافمان رخ می دهد کاملا آگاه باشیم.
سوال! اگر شما فردا صبح با بیست کیلو اضافه وزن ناگهانی از خواب بیدار شوید، نگران می شوید؟
البته! فورا به اورژانس زنگ می زنید و می گویید: چاق شدم!!
اما اگه این اتفاق به آرامی بیفته چی؟ یک کیلو این ماه و یک کیلو ماه دیگر و … .
وقتی شما تو یه روز 10 دلار خرج کنید چه اتفاقی می افته؟ شاید چیز بزرگی نباشه برای یک روز، اما اگه فردا هم همین کار رو بکنید و پس فردا هم همینطور، چطور؟! البته! خیلی زود ورشکست می شید.
برای افرادی که ورشکست می شند، اضافه وزن می آرن، طلاق می گیرند، معمولا یک اتفاق ناگهانی بزرگ نیست - معمولا کمی امروز است و کمی فردا - و ناگهان یه روز… اون اتفاق می افته! و اون دسته افراد به خودشون می گن: چی شد؟زندگی به تدریج پیش می رود. یک چیز به چیز دیگر اضافه می شود - مثل قطره های آب که صخره ها را سوراخ می کنند. قانون قورباغه به ما می گوید که شاهد چیزهای کوچک هم باشیم. هرروز از خودمان بپرسیم که “کجا میروم؟” آیا نسبت به سال پیش شادتر، قانونمندتر، پولدارتر و بهتر شده ام یا نه؟ اگر جواب منفی است باید روش زندگیمان را تغییر دهیم.و یک چیز خیلی ترسناک این است که هیچ نقطه ثابتی وجود ندارد، یا پیشرفت می کنیم یا پسرفت!
قانون قورباغه
اگه به زندگی روزمره خودمون و شکست هایی که درش داریم یک با دقت نگاه کنیم خیلی ساده متوجه می شیم که باعث اصلی این شکست ها در اکثر قریب به اتفاق موارد خودمون بودیم و این شکست یکی از اصلی ترین عواملش سهل انگاری و عدم توجه کافی خودمون هست. به عنوان مثال یک امتحان رو تصور کنید، برای دانش جویی که در طول ترم درس رو مرتب خونده و مرور کرده شکست در امتحان معنایی نداره، ولی دانشجویانی که به دام قانون قورباغه افتاندن و در طول ترم به درس توجهی نداشتند شکست خوردن در امتحان یا حداقل نرسیدن به نتیجه مطلوب یه امر بدیهی است. حالا بر اساس اونچه در رجوع به کتاب هم خوندیم می تونیم بفهمیم که زندگی یه خانواده یا پیشرفت و توسعه یه بیزینس و … همش در گرو این قانون می تونه موفق یا ناموفق بشه.
توجه هرچند مختصر ولی اصولی به قضایا و اتفاقات هم امری قابل قبول هست، مصداق این رو کارنامه های ماهانه ای که در دوران مدرسه، بعضی از مسئولین پایه به والدین دانش آموزان ارسال می کردند در نظر بگیرید. این کار شاید تاثیر مستقیمی نداشت ولی والدین رو از وضعیت کلی دانش آموز آگاه می کنند که اگر والدین حواسشون خوب جمع باشه می تونند تدبیر مناسب رو برای مواجهه با شرایط در نظر بگیرند.
البته از این نوع مثالها در زندگی ما خیلی دیده می شه، و همه اونها اومدند که به نوعی ما رو از این خطر آگاه کنند و حالا همه چیز برمی گرده به خود ما که چطور با مشکلات هرچند ریز و کوچک،  روبرو بشیم.

+ نوشته شده در  87/10/08ساعت 1 قبل از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

الان سال‌هاست که ایدز یه بیماری شناخته شده و مرگبار در جهان هستش و تا الان کلی مقاله و کتاب و تحقیق در موردش انجام شده و حتی چندین رمان هم در این زمینه نوشته شده و احتمالا این تلاش‌ها تا دست کم صد سال آینده هم ادامه خواهد داشت.با این وجود احساس می‌کنم دیگه وقتشه طرز فکرمون راجع به این بیماری رو تغییر بدیم. اونایی که ایدز دارند به اندازه کافی تحت فشار این بیماری هستند و واقعا درست نیست که ما در سالهای پایانی دهه‌ی اول قرن بیست و یکم همچنان مثل آدم‌های قرون وسطی باهاشون رفتار کنیم.از اونجایی که اگر یک مقدار مراقبت اصولی داشته باشیم به هیچ عنوان به ایدز آلوده نمی‌شیم، پس بیاید آدم‌هایی که ایدز دارند رو بیمار ندونیم و ایدز رو نه یک بیماری بلکه یک موضوع شخصی در نظر بگیریم.
الان سال‌هاست که همه جا دارن جار می‌زنن که ایدز:
  • از طریق هوا، سرفه و عطسه
  • از طریق بوسیدن، تماس پوستی یا دست دادن
  • از طریق استفاده‌ی مشترک از لوازم آشپزی مانند بشقاب، قاشق و چاقو
  • از طریق تماس با صندلی توالت
  • از طریق نیش حشرات یا گاز حیوانات
  • از طریق شنا در استخر‌های عمومی
  • از طریق خوردن غذایی که توسط فرد مبتلا به HIV درست شده باشد

منتقل نمی‌شه! پس چرا باز هم اونها رو از خودمون ترد می‌کنیم و بهشون انگ می‌زنیم؟ آدم وقتی راه‌های انتقال و عدم انتقال ایدز رو بدونه متوجه می‌شه سرماخوردگی راحت تر منتقل می‌شه، چون برای انتقال ویروس ایدز فقط سه راه وجود داره: آمیزش جنسی (تازه اونم آمیزش نا امن)، فرآورده‌های خونی و مادر مبتلا به ایدز!اگر شما کسی هستید که با همه‌ی دوستانتون رابطه جنسی دارید و یا اینکه از همه دوستانتون قراره خون بهتون تزریق بکنن یا اینکه دوستتون قراره شما رو زایمان کنه که هیچی، اما اگر این سه تا کار رو با همه‌ی دوستاتون نمی‌کنید و باز هم دوست مبتلا به ایدزتون رو از خودتون دور می‌کنید برید خجالت بکشید و همین الان برید بقلش کنید، بهش حالی بکنید که ایدز مثل کمونیسم یه موضوع شخصی هستش و موضوعات شخصی دیگران به ما ربطی نداره. تازه اگر دوست پسر یا دوست دخترتون چنین مشکلی داره، باهاش سکس هم می‌تونید داشته باشید. فقط کاندوم یادتون نره و اگر یادتون رفت، لطفا دور حاملگی رو خط بکشید و اگر هم حاملگی رخ داد، در سقط جنین درنگ نکنید.این لینک‌ها رو هم نگاهی بیاندازید، مطالبشان تازه و به درد بخور است:

کاندوم بانوان چیست؟

کاندوم آقایان چیست؟

اطلاعاتی درباره‌ی سکس ایمن

اطلاعاتی درباره ایدز - پایگاه اینترنتی جوان سالم

آموزش همگانی ایدز

منبع:3pand.com

+ نوشته شده در  87/09/13ساعت 7 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

منبع:وبلاگ علیرضا شیرازی با روایت چند صحنه و تجربه شخصی‌ام شروع میکنم. خیابان ولیعصر نزدیک پارک ملت، دختری با مانتوی تیره و پوشش کاملا معمولی در پیاده رو راه می رود دو پسر سوار بر موتوری از کنار او می‌گذرند و جوانی که ترک موتور است برای لحظاتی دختر را گرفته و دختر همراه با موتور کشیده می شود و البته صدای جیغ و فریادش هم بلند می شود دو جوان موتور سواری پس از لحظاتی او را رها میکنند و فرار میکنند. در صحنه ای دیگر دو دختر جوان با کمی آرایش در نزدیکی میدان توحید ایستاده اند و در صحنه ای آشنا برخی جوانان به قصدی که می‌دانیم برای آنها ترمز می زنند و دختران بی توجه به آنها در حال صحبت با یکدیگرند ناگهان دو جوان موتور سوار از کنار آنها رد شده و با دستانشان دخترها را آزار میدهند بطوریکه برخی وسائل یکی از دخترها پخش زمین می شود و با پسرها با لبخند فرار میکنند دختر پریشان فریاد می زند «بدبخت،طرفت را اشتباه گرفته ای» و باز صحنه ای دیگر که خیلی از دخترهای جوان که اتومبیل شخصی دارند تجربه کردند چند پسر جوان با ماشین خود به قصد آزار  آنچنان جلوی ماشین چند دختر می پیچند که با تصادف لحظه ای فاصله بود و صدای اعتراض دخترها درآمد. دخترها خوب می دانند چه می‌گویم و پسرهایی که نمی دانند کافیست از دخترها و زنان خانواده یا از نزدیکان خود بپرسند تا آنها نیز از تجربه ای تلخ خود برایشان بگویند. زنان زیادی تجربه آزار جنسی هرچند اندک وقتی کنار مردی در تاکسی نشسته اند یا حتی وقتی در کوچه ای خلوت راه می رفتند را تجربه کردند و شاید کمتر دختری باشد که آزارهای کلامی مردها وقتی در خیابان بوده را  تجربه نکرده باشد.
اما ریشه این آزارها و مزاحمتها کجاست؟ چرا برخی مردان ایرانی که تعدادشان هم متاسفانه کم نیست این حق را خود می دهند که به زنان یا دخترانی که در خیابان، تاکسی یا حتی در اتومبیل شخصی خودشان هستند آزار برسانند؟ ساده لوحانه میتوان گفت تقصیر ماهواره و دسیسه دشمن است. اما به نظر نمی رسد حتی ساده لوح ترین آدمها این استدلال را قبول کنند. متاسفانه شاید یکی دلایل اصلی اینگونه آزارها در منطقهای عجیب فرهنگ ایرانی است. آنجا که می گوییم که دختر اگر موردی نداشته باشد اگر سرسنگین باشد و اگر پوششی سخت و بی روح داشته باشند کسی برای او مزاحمت ایجاد نمیکند احتمالا این استدلال قرار است تشویقی برای دختران برای انتخاب پوشش و رفتاری سنگین باشد اما از قرار بیشتر در ذهنیت پسران و مردان ایرانی موثر بوده ، مردانی که فکر میکنند اگر دختری کمی آرایش کرده است و یا مانتویی با رنگ شاد پوشیده است فاحشه ای است که میتواند با آن هر کاری کرد و هرگونه مزاحمت و آزاری حقشان است و  حرکات سادیسمی خود را به پای رفتار دختران می گذارند. متاسفانه استدلال اخیر فقط محدود به بخشی از جامعه ای که  فقر فرهنگی دارد نیست و حتی می بینیم که در سیستم انتظامی کشور  با دخترانی با پوشش شادتر  به اتهام تحریک مردان برخورد می شود به جای آنکه سخت بیایستیم و بگوییم اگر زنی فاحشه هم بود هیچ مردی حق ندارد برای او مزاحمت ایجاد کند و یا با رفتار بیمارگونه  برخی مردان برخورد کنیم تا آنکه طرف مقابل را به تحریک متهم و او را تنبیه کنیم.
شاید هم ریشه این مزاحمتها در خانواده ها باشد جایی که پسرها و دخترها نمی آموزند چگونه با جنس مخالف خود رفتار کنند یا با آنها ارتباط برقرار کنند در واقع بسیاری از جوانان از هیچ منبع قابل اعتمادی رفتار و برخورد با جنس مخالف را نمی آموزند و تنها معلمشان شاید بچه های محل  و دوستانشان باشند. اینجاست که پسرهای که حتی مایل به ارتباطی مثبت و ذاتی با جنس مخالف هستند به جای پیشنهادی مودبانه با تیکه های کلامی مضحک برای شروع ارتباط  استفاده میکنند یا دخترانی که ارتباط با جنس مخالف را در کنار خیابان و سوار شدن در ماشین پسران  دنبال میکنند. مشکل از پسران و دختران جوان نیست مشکل آنجاست که آنها نمی دانند چه کنند و کسی هم حاضر نیست بپذیرد که باید طرز برخورد و رفتار با جنس مخالف را به ایشان یاد داد. جامعه ای که هنوز دختران جوان را با ترساندن از آزارهای خیابانی به انتخاب پوشش به اصلاح خود مناسب تر مجبور می‌کند یک جای کارش می لنگد. منبع:وبلاگ علیرضا شیرازی

+ نوشته شده در  87/07/30ساعت 11 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

منبع:نوشته های بهروز راد – بهترین و معمولی ترین وضعیت ازدواج اینست که سن پسر کمی از سن دختر بیشتر باشد، یا حداقل مساوی باشند( مثلا ۱ الی ۵ سال). این به خاطر اینست که مدت باروری در خانمها محدود بوده و در آقایان نامحدود است. و اینکه قدرت باروی خانمها زودتر از آقایان شروع می شود، همچنین نیاز است که  آقایان قبل از ازدواج، علاوه بر  بلوغ جسمی و فکری، به استقلال اقتصادی نیز برسند، که این به زمان بیشتری نیاز دارد. به هر حال این نسخه غیر قابل نقض نیست که در بندهای بعدی توضیح داده می شود.
۲ – انتخاب همسر یک مسئله چند بعدی است و معیارها و شرایط انتخاب همسر متعدد است. وقتی شما اقدام به انتخاب همسر می کنید باید ۲ مسئله کلی و اساسی را در نظر بگیرید:
الف) همسر انتخابی شما می بایست تمام معیارهای اساسی و مهم مورد نظر شما را که لازمه یک زندگی توام با خوشبختی هست را دارا باشد.  این بدان معنا نیست که در تمام این پارامترها و معیارها صد درصد و کامل باشد ، بلکه به این معناست که حداقل نمره قبولی را داشته باشد. ( مانند اینکه شما در رشته تحصیلی باید همه دروس را پاس کنید)

ب) فرد مورد نظر شما در کل ، باید معدل قابل قبولی
در معیارهای مورد نظر شما کسب کند. یعنی اینکه وقتی نمره هر یک از معیارهای ازدواج را که با هم جمع کردید، او میانگین مطلوب
را از نظر شما داشته باشد. ( مانند اینست که در رشته تحصیلی خود علاوه بر قبولی همه دروس ،  نباید مشروط شوید)
خلاصه: در تک تک معیارها حداقل نمره را داشته باشد و در جمع کلی همه معیارها، میانگین مطلوب شما را کسب کند.
اگرچه ممکن است فرد در یک معیار نمره عالی نداشته باشد و نقطه ضعف وی باشد. مثلا دختری که ۵ سال از پسری بزرگتر است ، اما در سایر معیارهای اساسی قوی است، در نتیجه معدل خوبی جهت ازدواج دارد. در ضمن وی در معیار سن هم حداقل نمره قبولی را دارد. لیکن اگر این دختر با همه معیارهای اساسی و خوبی که دارد، ۱۵ سال از پسر بزرگتر باشد ، با وجود اینکه معدل بالایی دارد، لیکن در یک معیار اساسی رد می شود و چنین ازدواجی با ریسک بالایی از طلاق یا نارضایتی در زندگی زناشویی همراه می شود. ( توجه کنید در اینگونه مسائل انسانی با قطعیت صد در صد سخن نمی گویئم).
۳ – اختلاف سنی دختر و پسر نباید آنقدر زیاد باشد که دوره رشدی آنها متفاوت شود و در علاقه ها، سرگرمی ها ، طرز نگرش و بینش و انرژیهای روانی با هم متفاوت و یا احتمالا درگیر شوند. مثلا ازدواج دختر ۱۶ ساله ای را با پسر ۳۰ ساله در نظر بگیرید. در حالیکه دختر در آغاز راه هیجانات ، علاقمند به شطینت های نوجوانی، کوهنوری و جست و خیز و مهمانی و …. هست ، آن آقا کار و تفکر و  مطالعه ، فلیم و موسیقی و گوشه ساکت خانه جهت استراحت را بیشتر می پسندد. همچنین دیدگاه آقا توام با تجربه و احتیاط است و دیدگاه دختر نوجوان ریسک و فعالیتهای نو و بدیع است.
۴ – نکته مهم بعدی اینست که علاوه بر سن شناسنامه ای باید به سن و بلوغ عقلی، اجتماعی، فرهنگی و ظاهر وی  نیز توجه کرد. بعضی وقتها دختری ممکن است ۳ سال از پسری بزرگتر باشد، اما با نشاط  و انرژی است. و علاقمندیها و تمایلات مشترکی با پسر دارد. لذا علاوه بر سن تقویمی، لازمست که به ظاهر ، طرز فکر و نگرش هم توجه عمیق شود.
۵ – نحوه تفکر پسر  و دختر ، نسبت به اختلاف سنی در ازدواج ( بزرگتر بودن دختر از پسر)، بسیار مهم است. اگر پسری از همان اول با تردید به بزرگتر بودن خانمش بیندیشد. او آمادگی دارد که بعدا با کنایه اطرافیان به هم بریزد و این مسئله را مرتب به رخ خانمش بکشد. اما در برابر پسری که درگیر این گونه مسائل نیست به سادگی از کنار این مسئله می گذرد. همچنین دختری که به این مسئله (سن زیاد) حساس هست. بعدا هر مسئله را در رابطه اشان به خودش و سن بالایش نسبت می دهد. که این از آسیب پذیریهای چنین ازدواجهایی هست.
۶ – نظر پدر و مادر عروس و داماد هم در این زمینه از آنجا مهم است که ممکن است با سخت گیریهای خودشون منجر شوند که دختر و پسر نظرشان کم کم به هم عوض شود. اگر پسر و دختری به شدت تحت نفوذ والدین خودش هست. معمولا نمی تواند خارج از نظر آنه
ا ، دست به چنین ازدواجی بزند.منبع:نوشته های بهروز راد

+ نوشته شده در  87/07/22ساعت 3 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

 

منبع:نوشته های بهروز رادیکی از مسائلی که اخیرا مورد توجه زبان‌شناسان قرار گرفته، استفاده از زبان به روش‌های گوناگون بین زن و مرد است. این اندیشمندان از خود می‌پرسند آیا در تعامل‌های گفتاری زنان و مردان هر کدام روش خاص خود را دارند؟آیا زبان در ارتباط با ۲ جنس مختلف، کارکردهای متفاوت پیدا می‌کند؟ و سوال اساسی‌تر این‌که این گوناگونی زبان منتج از چه شرایطی است؟تحقیقات علمی نشان داده است؛ مردها و زن‌ها به روش‌های کاملا متفاوتی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، چرا که مغز، اندام اصلی احساسی و اداره‌کننده حیات در زنان و مردان از ساختارهای کاملا متفاوت تشکیل شده است. 

منبع:نوشته های بهروز راد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  87/07/22ساعت 3 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
در عصر حاضر، مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در سطوح ملی و بین المللی با موضوع جمعیت، پیوند و ارتباط مستقیمی برقرار كرده است تا آنجا كه اكثر سیاست ها و برنامه های اقتصادی و اجتماعی كشورها را برای مواجهه با این مشكل و در چارچوب شرایط و مقتضیات آن طرح وپیشنهاد می دهند. امروزه كمتر كسی رابطه بین توسعه اقتصادی و رشد اهسته جمعیت را انكار می كندولی نه توسعه یك محصول خود به خودی رشد آهسته جمعیت است و نه رشد جمعیت محصول خودبخودی توسعه است بلكه تنظیم خانواده، مراقبت‌های بهداشت باروری، و برنامه های توسعه‌ای می‌توانند در جهت كاهش میزان رشد جمعیت و ارتقای توسعه پایدارعمل كرده و كیفیت زندگی را بهبود بخشند.
● روند رشد جمعیت در ایران
سرشماری سال‌های ۱۳۴۵ و ۱۳۵۵، جمعیت كشور را به ترتیب حدود ۲۶ و ۳۳/۵ میلیون نفر نشان داد. جمعیت كشور در سال ۱۳۶۵ به حدود ۵۰ میلیون و در سال ۷۵ به بعد، به حدود ۶۷ میلیون نفر رسید و پیش‌بینی می‌شود كه در صورت ادامه روند رشد فعلی جمعیت كشور در سال ۱۴۰۰ به بیش از ۱۰۰ میلیون نفر برسد.
براساس آمار سال ۱۳۷۵، ۵/۴۵ درصد از جمعیت ایران زیر ۱۵ سال دارند و از این رو كشور ما در زمره كشورهایی محسوب می‌شود كه دارای جمعیت جوان است. بدیهی است تامین غذا، كار، مسكن، بهداشت، آموزش و غیره برای جمعیتی كه پیوسته افزوده می‌شود، یكی از مشكلات اساسی در راه توسعه اقتصادی و تامین اجتماعی است.
● جمعیت و عوامل توسعه
درگذشته، ارتباط جمعیت با غذا و در برخی موارد با فضا و محیط زیست مورد توجه بود و نگرانی مخالفان افزایش جمعیت نیز بیشتر متوجه كمبود یا كاهش موادغذایی برای جمعیت بود اما امروزه به دلیل توسعه نیازهای انسان، علاوه بر موارد فوق، موضوع توسعه پایدار و امكانات لازم برای تحقق آن و ارتقای كیفیت زندگی مردم نیز مدنظر قرار می‌گیرد.
● جمعیت و محیط زیست
افزایش جمعیت و تمركز آن در سطح منطقه‌ای اثرات مستقیم بر كیفیت محیط زیست دارد. رشد جمعیت، فقر و فرسایش محیط زیست در كشورهای رو به رشد، دوری باطل را ایجاد كرده است. این دور باطل كیفیت زندگی مردم را به شدت تحت تاثیر قرار داده و تلاش‌های كشورهای جهان سوم را برای دستیابی به توسعه پایدار بی‌نتیجه گذارده است.
آب، خاك، هوا و جانداران چهار منبع طبیعی و مهم و مورد نیاز هستند كه تامین همه نیازهای آدمی به وجود آنها وابسته است. رشد سریع جمعیت به كاهش میزان سرانه قابل كشت و كمبود آب منجر می‌گردد. فرسایش خاك، نابودی جنگل‌ها و مراتع و افت كیفیت آب از آثار جانبی افزایش شمار انسان‌هاست. آنهایی كه مناطق روستایی را ترك می‌كنند، در حاشیه مناطق بزرگ شهری، ناحیه‌های فقیرنشین را تشكیل می‌دهند و حضور آنها توانایی دولت را برای تامین اشتغال، تغذیه، بهداشت و آموزش برای ساكنان این قبیل نواحی شدیدا تحت فشار قرار می‌دهد.
به طور خلاصه، فشار جمعیت به فرسایش محیط زیست و فقر می‌انجامد و شرایط نامساعد زیست محیطی بر بهزیستی انسان‌ها، آثار ناخوشایندی برجای می‌گذارد. به این ترتیب، در كشورهای در حال توسعه، محیط زیست ناسالم علت اصلی مرگ، بیماری و پایین بودن كیفیت زندگی انسان‌هاست. همچنین زنان و كودكان در برابر مخاطرات بهداشتی ناشی از محیط زیست آسیب‌پذیرترند و معمولا از مشكلات زیست محیطی صدمات بیشتری را متحمل می‌شوند.
اثرات آلودگی محیط زیست نه تنها موجب بروز بیماری‌های مختلف جسمی و روانی شده و تهدیدی برای نسل‌های آینده می‌باشد، بلكه استفاده گسترده از گازوئیل در مناطق پرجمعیت شهری و سوخت‌های حاصل از چوب در مناطق روستایی، مصرف بیش از حد گازهای سمی در صنایع، دودكش كارخانه و منازل، اگزوز اتومبیل‌ها و سوزاندن زباله‌ها از مشكلات عمده مناطق پرجمعیت و شهرهاست و موجب تخریب لایه ازن و افزایش اشعه ماوراء بنفش بر روی زمین شده است كه خود آلودگی‌های محیط زیست را افزایش داد و اثرات مخربی را برای جمعیت ایجاد می‌كند.
جمعیت، فقر و توسعه اجتماعی
فقر به معنای نداشتن ضروریات مادی زندگی است و حدود یك میلیون نفر از مردم جهان در فقر مطلق به سر می‌برند و از داشتن اساسی‌ترین ضروریات محروم می‌باشند. به گفته كارشناسان، فقیر كسی است كه یك سوم درآمد خالصش (بدون مالیات) در یك خانواده ۳ نفر و بیشتر، صرف تهیه غذا گردد. كمتر از ۳ میلیون نفر از مردم فقیر دنیا می‌توانند غذا بخورند و ۳ میلیون نفر دیگر زیر این حد قرار دارند.فقر، روح بشر را از داشتن دو پیش نیاز ضروری زندگی كه بدون آنها زندگی امكان پذیر نیست، محروم می‌سازد و آن دو چیز، احترام و امید می‌باشد.فقر با كاهش جذبه زندگی، خوبی دنیا را به طرف بدی سوق می‌دهد و رنج و كشندگی فقر آن را بی‌ارزش می‌سازد. احترام وقتی است كه به انسانیت انسان‌ها بها داده شود و با امید است كه خواسته‌های آدمی فعال شده و انسان به حركت وادار می‌شود.هنگامی كه از رشد بی‌رویه جمعیت در یك كشور صحبت می‌شود منظور نابرابری میان امكانات موجود و میزان جمعیت متقاضی استفاده كننده از آن امكانات می‌باشد، به گونه‌ای كه منابع موجود قادر نباشند خوراك، مسكن، اشتغال، تحصیلات و سایر احتیاجات خانواده و جامعه را تامین كنند. نتایج چنین رخدادی، كاهش كیفیت زندگی و افزایش محرومیت‌های اقتصادی، اجتماعی و روانی است.كشورهایی كه موفق به تقلیل روند رشد جمعیت خود بوده‌اند، توانسته‌اند جلوی رشد فقر را نیز بگیرند و با پایین آوردن روند رشد جمعیت همزمان با سرمایه‌گذاری در كشاورزی و عرضه مواد غذایی توانسته‌اند به رشد اقتصادی پایدار دست یابند. این كار باعث شده است كه آنها بتوانند در بخش اجتماعی به خصوص در امر آموزش، بهداشت، درمان و بهبود وضعیت زنان سرمایه‌گذاری كنند.با توجه به نظر كارشناسان درآمد سرانه ایرانی‌ها در حال حاضر ۳۰ درصد از سال ۱۳۵۶ كمتر است و این به دلیل كاهش تولید ملی است كه مطابق با روند رشد جمعیت افزایش نیافته است.
جمعیت و تغذیه
پیش‌بینی می‌شود كه با روند فعلی رشد جمعیت كشور، در كمتر از ۱۵ سال آینده جمعیت كشور به ۱۰۰ میلیون نفر برسد كه از این تعداد تنها بیست میلیون نفر در مناطق روستایی و هشتاد میلیون نفر در مناطق شهری زندگی خواهند كرد. بی‌گمان تغذیه چنین جمعیتی كه عمدتا مصرف كننده‌اند، بار عظیمی بر دوش جامعه خواهد بود.ما در كشور خود تا ۱۵ سال دیگر با سطح مصرف فعلی به حدود دو برابر رقم كنونی نیاز به مواد غذایی خواهیم داشت، چون با توسعه اقتصادی انتظار می‌رود كه مردم در كیفیت غذا تغییراتی را به وجود آورند. مثلا میزان پروتئین حیوانی مورد نیاز در سال ۱۳۹۰ سه برابر رقم كنونی خواهد بود.وضعیت تغذیه مردم كشور ما اگرچه در مقایسه با برخی از كشورهای آسیایی و بسیاری از كشورهای آفریقایی بهتر است اما آمار نشان می‌دهد كه حدود یك ششم مردم كشور ما دسترسی به غذای كافی ندارند و رقم سوء تغذیه در بین كودكان ما از این هم بالاتر است. بدیهی است كه برخی افراد حتی در مناطقی كه دچار كمبود مواد غذایی است، خوب غذا می‌خورند اما توزیع ناموزون مواد غذایی باعث می‌شود كه بخش بزرگی از مردم حتی كمتر از مقداری كه حد متوسط پایین تلقی می‌شود، غذا دریافت كنند.در كشور ما ۱۲ میلیون هكتار زمین كشاورزی داریم كه كفاف ۵۰ درصد جمعیت ایران را می‌دهد و برای ۳۰ میلیون نفر دیگر باید موادغذایی را از خارج وارد كرد.اصولا خانواده‌های پرجمعیت مشكلات تغذیه‌ای و بهداشتی بیشتری دارند.
منبع: روزنامه سلامت
+ نوشته شده در  87/06/20ساعت 5 قبل از ظهر  توسط پوریا  |