
|
3pid.tk
|

خانمها ، بانوان، سركاران عليه:وقتي در صف شير مردم جايشان را به شما نمي دهند؟ وقتي كرايه تاكسي را مي دهيد راننده نمي گويد قابلي نداره؟ وقتي لبخند مي زنيد بچه هاي كوچيك از ترس قيافه شماگريه مي كنند ؟ وقتي راه ميرويد بهتر است كه راه نرويد؟ آيا وقتي به زيبايي فكر مي كنيد همان زماني است كه به خودتان فكر نمي كنيد؟ اگر مي خواهيد وقتي قدم بر ميزنيد مردان كف بر شوند، اگر مي خواهيد وقتي پلك ميزنيد مردان در خاك و خون غوطه ور شوند، اگر مي خواهيد وقتي با آنها صحبت مي كنيد خود را تكه تكه كنند، اگر مي خواهيد وقتي به آنها لبخند ميزنيد از كت خود يه چرخ گوشت در آورند و خود را چرخ كنند به موارد ادامه مطلب توجه كنيد:
سال 1230
مرد: دختره خیر ندیده من تا نكشمت راحت نمیشم…
زن: آقا حالا یه غلطی كرد شما ببخشید! نامحرم كه تو خونمون نبود. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندید…!!!
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا میخواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمیشه باید بكشمش...
بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه.
سال 1280
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟
می كشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار كه مُردی دیگه جرات نمیكنی از این حرفا بزنی. تو غلط میكنی. حالا واسه من میخوای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نكرده میگیرهها!
مرد (با نعره حمله میكنه طرف دخترش): من باید بكشمت. تا نكشمت آروم نمیشم. خودت بیا، خودتو تسلیم كنی بدون درد میكشمت...
بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه
سال1330
مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون) حالا میخوای بری دانشسرا؟ میخوای سر منو زیر ننگ بكنی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیكمتو سورفه (سفره) میکنم...
زن: آقا، ترو خدا خودتونو كنترل كنین. خدا نكرده یه وخ (وقت) سكته میكنین آ...
مرد: چی میگی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نكشم دیگه فردا نمیتونم جلوی این فساد رو بگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم كه خودت كیف كونی...
بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده میشه و دختر گناهكارشو میبخشه
سال1380
مرد: كجا؟ میخوای با تكپوش (از این مانتو آستین كوتاها كه نیم مترم پارچه نبردن...) و شلوارك (از این شلوار ها كه خیلی كم پارچه اسراف میكنن!) بری بیرون؟ میكشمت. من… تو رو… میكشم...
زن: ای آقا. چی كار به كارش داری. الان دیگه اکثرا همینطورین.
مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه كم اون شلوارو پائینتر بكش كه تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمیخواد. بدتر شد. همون طوری باشه بهتره...
سال1400
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی كرد. تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت میپره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت كدر میشه، بسشه دیگه مامی. باباتم قول میده دیگه از این حرفا نزنه...
بالاخره با صحبتهای زن، دختر خونه از خر شیطون پیاده میشه و بابای گناهكارشو میبخشه!!
درصد میزان فضولیه خود را به وسیله ی دستگاه فضول سنج که در ادامه مطلب است بدست آورید.در ادامه مطلب شما به یک تست روانشناسی بر میخورید که میزان فضولی شما را بعد از جواب دادن به جند تست ساده به شما میگوید.
.


عادل فردوسي پور در خصوص انتشار عكس وي در بسياري از رسانه ها كه عكاس برنا آن را شكار كرده است گفت: اين عكس مربوط به قبل از بازي و لحظه پايين آمدن من از جايگاه براي مصاحبه گرفتن است.
تهيه كننده و گرداننده برنامه پرمخاطب 90 اضافه كرده است: از ديدن اين عكس متعجب شدم عكس خيلي جالبي بود، خوبه من زياد لپ ندارم، نميدانم چه طوري لپ من را كشيدن. منبع: سایت خبری تحلیل عصر ایران

عدالت گستر، 28 ساله شد و از طرف یکی از دوستان دست و دلباز که من و شما خیلی خوب می شناسیمش، به ریاست شرکت 920 میلیارد تومانی سایپا رسید.
مهرداد خان سال قبل هم در پی شکست در انتخابات شورای شهر تهران، به ریاست شرکت پارس خودرو رسیده بود و سال قبلش هم رئیس گروه مشاوران رئیس جمهور شده بود.
آگاهان معتقدند که با این شتاب فزاینده او در سال 87 قطعا وزیر و در سال 88 رئیس جمهور ایران خواهد شد و تا سال 1395 زمام امورکهکشان راه شیری را بدست خواهد گرفت.
که وی در راستای عملیات دفاعی، با رمز "یا طرقبه" به حفر سنگر در مقابل دروازه تیم خودی پرداخت و اعلام کرد تا آخرین قطره خون از مواضع خودی دفاع خواهدکرد.
گلی به احمدی نژاد، از وی به خاطر حماسه حضور در دانشگاه کلمبیا و تحمل اهانت های شیطان بزرگ به نمایندگی از ملت ایران، تقدیر و تشکر کردند و احمدی نژاد ضمن تشکر متقابل، قول داد تا در فرصتهای بعدی، با حضور در دانشگاه های دیگر آمریکایی، باز هم در مقابل اهانت روسای دانشگاه، لبخند بزند.

.
پس از دویدن ها و جهیدن ها و خزیدن های بسیارو مذاکرات متعددی که جناب کفاشیان با خوزه مورینیو، فابیو کاپلو، کلمنته ، سر الکس فرگوسن ، دیوید کاپرفیلد ، جنیفر لپز، هاکل برفیلد و نهایتا عمو پورنگ و یوگی و دوستان انجام داد سرانجام علی دايی با وجود مشغله های بسیار گوی سبقت را از حریفان ربود و با یک دیریپل دو طرفه تمیز توپ را به محوطه جریمه حریفان رسانید و با یک بغل پا مشتی توپ را به کنج دروازه جا داد و حریفان هم جز نگاه کردن کاری از دستشان بر نیامدنا
آری: علی دایی به سلطنت رسید
واما در پاسخ به پرسشهای فراوان خبرنگاران مبنی بر دو شغله بودن ایشان و سرنوشت تیم سایپا که چندی دیگر در بازیهای اسیایی نماینده ایران است، فقط گفت:
(کو ?. لق سایپا هم كرده بابا ملت و بچسب)!
البته تجربیات و توانایی ها و استعداد هاي علی دایی جان بر کسی پوشیده نیست تا آنجا كه در خبر است استعداد فوتبالي علي دايي آنگونه بود كه در سن شش ماهگي ( در قنداق ) سرش به ما تحتش پنالتي ميزد.
علي دايي از بچگي بزرگ شد آنهم در اردبيل. وي نميدانست تا چه اندازه فوتباليست است تا يك روز در محله، بچه ها براي كشيدن خط صافي براي تيرك دروازه شان بر ديوار كوچه، از وي كه قد رعنايي داشت بعنوان خط كش استفاده كردند و در همين زمان علي دايي فهميد كه بله!!! اون هم آره ه ه
از اقتخارات و تجربيات علي دايي شاید اين باشد كه تا چند قرن اتی هم فوتبالیستی از مادر زاییده نشود که بتواند رکورد بازی های ملی ایشان را فتح کند و با اعتماد به نفس فراوان در حالی که به علت کهولت سن حتی توانایی پاسکاری با بازیکن یک قدمی خود را ندارد پس از کشمکش ها وغر غرهای فراوان کارشناسان فوتبال و فوتبال دوستان حاضر به کناره گیری از زمین چمن شود
( تازه آن هم بعد از بالا رفتن امار خود کشی به سبب نتیجه های ضعیف تیم ملی و بعد از کلی بد وبی راه گفتن و غر ولند)
يكي از تجربيات مثال زدنی ايشان به کار بردن الفاظ زیبا و مناسب توسط ایشان است که در مواقع عصبانیت وبعضاً بعد از باختهای بدجور به مرحله اعلا رسیده بروز میکند که در نتیجه آن عده های قلیل دلخور شده اما در عوض ملتی را خندان میسازند !!
تجربه دیگر که شاید علت بسیاری از موفقیت های ایشان و احتمالا تعداد بازی های ملی سلطان دایی است، به کار انداختن پول و سرمایه در موقعیت های حساس میباشد که به دلایلی که اصلا به کسی مربوط نیست از ذکر آن خودداری میکنیم !!!
آیا سلطنت سلطان علی دایی مانند تمام سلطنت های استبدادی موروثی است؟
یعنی آیا فرزند گرامی ایشان پس از تولید، وارث قانونی بازیکنی در تیم ملی و سپس مربیگری آن است؟؟
آیا سلطان گرانقدر در دوران مربیگری هم مانند دوران بازی به نرمی وارد تیم ملی می شوند اما برای خالی کردن پست فقط میتوان از حضرت فیل مدد گرفت؟
این متن فقط یک طنز بود



.