تبليغاتX


سپید و پاک بدون سانسور.
3pid.tk
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 

هوس بازان کسي را که زيبا ميبينند دوست دارند اما عاشقان کسي را که دوست دارند زيبا مي ببنند .

نگاهم کردی و بستی به زنجیرم نگیر از من نگاهت رو که می میرم.

 

یه چشم هميشه بايد توش اشک باشه ، وگرنه ميسوزه .

يه دل هميشه بايد توش غم باشه ، وگرنه می شکنه.

يه کبوتر هميشه بايد عشق پرواز داشته باشه ، وگرنه

اسير ميشه .

يه قناری بايد به خوش آوازيش ايمان داشته

باشه وگرنه ساکت ميشه .

يه لب هميشه بايد توش خنده باشه وگرنه زود پير ميشه

 

 

 

+ نوشته شده در  86/08/25ساعت 12 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

 

رویه سکویه کناره پنجره همه شب جایه منه

چند ورق کاغذ و یک دونه غلم همیه یاره منه

کاغذایه خط خطی میپرن تویه کوچه سر حال از اینکه آزاد شدن .نمیدونن که اسیره دله سنگه باد شدن

حالا من موندمو یک دونه ورق که اونم از اسمه تو سیاه میشه .همه چیز تو زندگی آخرش به پایه تو هدر میشه...

+ نوشته شده در  86/08/24ساعت 2 قبل از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
 
+ نوشته شده در  86/08/24ساعت 0 قبل از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
چنين گفت زرتشت:...عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهرباني مهر بورز، با آشتي آشتي کن و از جدايي جدا باش.
+ نوشته شده در  86/08/22ساعت 4 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
+ نوشته شده در  86/08/22ساعت 0 قبل از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
سنگسارم بکنید ای زخدا بی خبران گنهی کردم و دل دادم عاشق شده ام...
+ نوشته شده در  86/08/19ساعت 11 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
http://einslive.de/multimedia/wallpaper/img/Wallpaper_1600x1200_nShe.jpgبرای گرفتن بر روی آدرس کلیک کنید

+ نوشته شده در  86/08/17ساعت 10 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
مردم به چه دلخوریا ای دلخوشن

+ نوشته شده در  86/08/17ساعت 10 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

شنبه روز بدی بود روز بی حوصلگی ,وقته خوبی که میشد غزلی تازه بگی ;

ظهر یکشنبه ی من جدول نیمه تموم همه خونه هاش سیاه روی خونه جغد شوم

صفحه ی کهنه ی یا دداشتایه من گفت دوشنبه روز میلاد منه اما شعر تو میگه که چشم من تو نخه ابر که بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه آخ اگه بارون بزنه

غروبه سشنبه خاکستری بود همه انگار نوکه کوه رفته بودن به خودم هی زدم از اینجا برو اما موش خرده شناسنامه- -ی من.

عصر چهار شنبه ی من .هه . عصرخشبختیه ما فصله گندیدنه من فصله جون سختیه ما.

روزه پنجشنبه اومد مثل سقاحکه پیر رو نوکش یه چیکه آب گفت به من بگیر بگیر.

 

جمعه حرفه تازه ای برام نداشت هر چی بود بیشتر از اینها گفته بود..

+ نوشته شده در  86/08/17ساعت 10 بعد از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد
+ نوشته شده در  86/08/07ساعت 0 قبل از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
انگليسي: زن شري است مورد نياز. زن فقط يک چيز را پنهان نگاه مي‌دارد آنهم چيزي است که نمي‌داند. هلندي: وقتي زن خوب در خانه باشد، خوشي از در و ديوار مي ريزد. استوني: از خاندان ثروتمند اسب بخر و از خانواده فقير زن بگير. فرانسوي: آنچه را زن بخواهد، خدا خواسته است. انتخاب زن و هندوانه مشکل است. بدون زن، مرد موجودي خشن و نخراشيده بود. آلماني: کاري را که شيطان از عهده بر نيايد زن انجام مي‌دهد. وقتي زني مي‌ميرد يک فقته از دنيا کم مي‌شود. کسي که زن ثروتمند بگيرد آزادي خود را فروخته است. آنکه را خدا زن داد، صبر همه داده. گريه زن، دزدانه خنديدن است. يوناني: شرهاي سه‌گانه عبارتند از: آتش، طوفان، زن. براي مردم مهم نيست که زن بگيرد يا نگيرد، زيرا در هر دو صورت پشيمان خواهد شد. گرجي‌ها: اسلحه زن اشک اوست. ايتاليايي: اگر زن گناه کرد، شوهرش معصوم نيست. زناشويي را ستايش کن اما زن نگير. زن و گاو را از شهر خودت انتخاب کن
+ نوشته شده در  86/08/07ساعت 0 قبل از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
گریه را به مستی بهانه کردم شکوه ها ز دست زمانه کردم
+ نوشته شده در  86/08/06ساعت 11 قبل از ظهر  توسط پوریا  | 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
تو را من چشم در راهم
+ نوشته شده در  86/08/06ساعت 1 قبل از ظهر  توسط پوریا 

مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
و در آن فصل به خود مي گفتم که مرا ياور تنهايي کيست و ندانستم که خزان فصل نبودنهاست
+ نوشته شده در  86/08/02ساعت 10 بعد از ظهر  توسط پوریا  |